تبلیغات
اخبار جهان اسلام - گام اول تا ششم در سیر و سلوک
اخبار جهان اسلام
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات


گام اول در سلوک
بسم الله الرحمن الرحیم




گام برداشتن در راه حق و حقیقت و صراط مستقیم الهی خواسته ی قلبی مومنان و گمشده ی بسیاری از ماست ؛ مومن تا هنگامی كه سلوكی عارفانه را برای پیدا كردن خود و خدای خود آغاز نكند در خود مانده یی دور از خداست و رفته رفته بركه ی باصفای وجودش به مردابی متعفن مبدل خواهد شد و بر این اساس رهبران الهی و پیام آوران رستگاری و سعادت هماره گوش جان انسانهای طالب برتری را به سروشی جاویدان جلا میدهند و عقل این چراغ روشنگر ما را بسوی حق و راستی می خواند  و همواره ایام و اماكنی مقدس دست یاری بسوی گمشدگان حیرت سرای دنیا دراز می كنند ؛ روزی نیست كه از م‍أذنه یی ندای بشتابید بسوی رستگاری به گوش نرسد و ایامی نیست كه در لحظه لحظه ی آن نوید وصال معبود نباشد .


اگر چه هریك از ما به اسلام و ایمان مفتخریم اما لازمه ی عمق بخشی به این عقیده درونی و ماندن در این مسیر پر فراز و نشیب و رسیدن به كمال انسانی و لقای محبوب جز با تكاپویی خردمندانه و رفتنی پی در پی بسوی نیكی های فكر و عمل میسر نخواهد شد و سلوك بهانه و شاید رهنمایی بسوی كمالات و كرامات انسانی و الهی است . سلوك برگرفته از تحصیل و تجربه ی چند ساله ی دوستانی است كه سیر الی الله را راه كمال خویش و تنها راه نجات میدانند و زكات این دارایی ارزشمند خویش را خالصانه به پیشگاه همه ی عزیزان هدیه میكنند باشد توفیق الهی و دعای ولیعصر ارواحنا فداه یاریگرمان در این سلوك عارفانه باشد .





بسم الله الرحمن الرحیم




« وَ أَلّوِاستَقمُوا عَلَی الطّریقَةِ لَأَسقَینَهُم مَّاءً غَدَقاً »     سوره مبارکه جن آیه 16


منظور از طریقت در این آیه همان راهی است که ما را به خداوند متعال




می رساند ابتدا باید توجه نمود که این آیه شریفه چند نکته در خود دارد :




استقامت : باید در راه خدا استقامت نموده و مشکلات فراسوی انسان را که



نفس و شیطان القاء می نماید یکی پس از دیگری گذراند . هر کس بخواهد




به سوی خداوند رهسپار شود باید فقط او را میزان قرار داده و سیر الی الله




نموده و بگوید خدا ،« الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا » در واقع باید در این




راه ظرفیت داشت و این راه را باید با اعتدال و میانه روی گذراند ، لذا




باید دانست که چنانچه استقامت نکنیم و صبور نباشیم هواهای نفسانی




از هر طرف به ما هجوم آورده و به مرور ما را از پای در می آورند .




تاریخ ثابت کرده است که اگر کسی به فرموده روایات دو عفت نداشته باشد




شکست خواهد خورد (منظور شکست معنوی است ) که عفة البطن و عفه الفرج




نام گرفته اند ، منظور مقامومت در برابر شکم و مقاومت در برابر هوس است .




استاد ما فرمودند : که جوانی برایشان تعریف کرده است که شیطان چندین بار




او را بر زمین زده است ، ولی باز هم از جا برخواسته است . پس باید صبور




بود تا آب گوارا و شراب طهور نصیب شود .






نکته اول در سیر و سلوک الی الله این مسئله سه مرحله ای است


که بزرگان فرموده اند :




اول : فعل واجبات و ترک محرمات



دوم : فعل مستحبات و ترک مکروهات




سوم : ترک ماسوی الله (آنچه غیر خداست )






اگر مردی برون آی و سفر کن              ز هر چه پیشت آید زان گذر کن




حال فرمایش علامه طباطبایی را در کتاب شریف لب اللباب را پی می گیریم


تا از فرمایشات ایشان بهره وافر ببریم .




ایشان فرموده اند : اول : ترک عادات و رسوم و تعارفات است .




اگر سالک خود را در بند رسوم نماید از انجام اعمال عبادی باز می ماند .




سالک باید حداقل روزی یک جزء قرآن بخواند که خود حداکثر نیم ساعت




وقت می گیرد ؛ البته این به این معنی نیست که شخص از کارهای عادی مثل شغل




یا رفت و آمدهای ضروری و لازم و صله رحم بگریزد غربت نشین گردد .





بلکه باید کاری کند که مردم او را شخص معتدل فرض نموده و نسبت به


رفتار او حسّاس نشوند که خود دو مشکل به بار می آورد .



یا با ایجاد مشکل و ملامت دیگران مواجه شده یا گرفتار ریا خواهد گردید .



در روایت است که فرموده : کُن فی النّاسِ و لا تَکُن مَعَهُم




یعنی در مردم باش و با آنها معاشرت کن ولی با آنها در گناه و معصیت




و سایر رفتارهای ناهنجار معنوی همراهی مکن ......

دومین مرحله سیر و سلوک الی الله عزم است . کسیکه در این راه قدم می گذارد چند کار  را باید انجام دهد .

اول : توکل کردن به خداوند متعال .

امام صادق علیه السلام فرموده اند :توکل یعنی جز از خدا نترسیدن و دل نبستن به دیگران

باید دانست که هیچ کس تآثیر گذار تر از خداوند نیست البته اهل بیت (ع) جایگاه خودشان را دارند .

اگر مردی برون آی و سفر کن                                      ز هر چه پیشت آید زان گذر کن

یعنی بایستی انسان سفر الی الله را از درون خود آغاز کند ، چون خود ما ممکن است باعث شویم که از خدا دور شویم .

در حدیث قدسی هست که به حضرت موسی علیه السلام فرمود: « یا موسی دع نَفسَکَ فَتَعال »

یعنی خودت را بگذار و به طرف ما بیا ،  در روایت است که خداوند ، بهشتی دارد که که در آن نه لبن است و نه عسل بلکه خدا در آن بهشت برای خوبانش تجلّی می کند .  و این همان درک رفاقت پروردگار است  در دنیا که در دعای مشلول به آن اشاره گردیده که :  « یا شفیقُ یا رفیق ، فکّنی من حلق المضیق » ای خدای مهربان ای رفیق بندگان مرا از  بندهای آزار دهنده رها کن . لذا باید دانست که چون از هر طرف به انسان فشار می آید انسان باید عزم خود را جزم کند تا دچار تزلزل نگردد . پس یکی از زیر مجموعه های عزم توکل است و دیگری صبر . یعنی سالک باید صبور باشد .

چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

« الصبر مفتاح الفرج » ، یعنی صبر کلید گشایش است .

اساتید فن فرموده اند که وقتی خداوند بنده ای را دوست داشته باشد او را امتحان می کند

« اذا احبّ الله عبداً ابتلاه » وقتی که مورد امتحان قرار گرفت و صبر کرد ، او را برمی گزیند، « فاذا صَبَرَ اجتباه »

حضرت امیرالمؤ منین در نهج البلاغه فرمودند :

« ولتغربلنّ غربلةً » ، یعنی شما غربال می شو ید و ناخالصی های شما از هم جدا می شوند .

بالاتر از صبر رضاء الهی است . فرموده « الرضا باب الله الاعظم »

بعضی ها صبور هستند ولی راضی نیستند

گر به اسیری برند عترت او دشمنان                      هر چه ز دشمن بر او دوست پسندد نکوست

                                                                            ( در شأ ن آقا امام حسین علیه السلام )   

برای محکم کردن عزم باید علقه های دنیوی را کاست . و این بدان معنا است که باید در دنیا فعالیت کند اما نباید به دنیا وابسته باشد .

غلام همّت انم که زیر چرخ کبود                            ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

البته تمام این موارد که گفته شد یعنی توکل ، عزم ، صبر و رضا نیاز به تمرین کردن دارد . و نیز باید از خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام خواست که ما را در این راه یاری دهند

سومین مورد از مراحل سیر و سلوک الی الله وفق و مدارا است .

سالک الی الله باید بداند که در چه موقعیتی از درک و کسب معنویات قرار دارد٬ چرا که در اول کار آنقدر شوق و ذوق دارد که باعث افراط خواهد شد ؛ به هر عمل دست می زند و هر کاری را انجام می دهد آنگاه چون هنوز ظرفیت لازم را به دست نیاورده است متاسفانه از ادامه راه بازمانده و سرخورده می شود و نهایتا متوقف شده و یا به طور کلی سیر را رها می کند و این به دلیل مراعات نکردن این قضیه است .

به فرمایش مرحوم علامه طباطبایی : « به هر عمل دست می زند و از هر کس کلمه ای می آموزد و از هر غذای روحانی لقمه ای برمی دارد » لذا بر اثر این افراط دچار تفریط گردیده و در انجام کوچکترین مستحبات هم میل و رغبت نشان نمی دهد .

پس باید گفت در این مرحله بهترین کار کسب ظرفیت است . و این مهم تدریجا حاصل خواهد گردید. در روایت است که :

« اِنّ لِلقُلوبِ اِقبالاً وَ ادباراً فَاِذا اَقبَلت فَاحمِلُوها عَلَی النَّوافِل وَ اِذا اَدبَرَت فَاقتَصِرُوا بِها عَلَی الفَرائض .»

                                                                    امیر المونین (ع) مشکوة الانوار ص ۲۵۶

یعنی: همانا بر قلبها اقبال(روکرد) و ادبار( عدم تمایل) است٬ هرگاه اقبال داشتند  نوافل را هم انجام دهند ولی هرگاه ادبار داشتند به واجبات بسنده نمایند.

یکی از استادید فرموده اند :بدن مثال اسبی است که تا آخر عمر باید بتازد ٬ پس باید سعی کنیم که از آن خوب استفاده نماییم تا زود از کار نیافتد.پس سالک باید با روحیات و بدنش مدارا نموده و تعادل داشته باشد.

در همین راستا باید سعی کنیم که عبادت برایش عادت نشود بلکه به فرمایش علامه طباطبایی هرگاه عبادت می کند در حال شوق و اشتیاق آن را به پایان رساند نه با حال ملال و خستگی؛ و نیز ریاضت بیش از اندازه و یا بدون اشراف و نظر استاد خبیر به کار نگیرد.

لذا باید توجه داشت که تمام این مراحل که بعضا به افراط و تفریط می انجامد چنانچه همراه استاد آگاه باشد لغزشها کم خواهد شد که فرمودند:

« هَلَک مَن لیس لَهُ حکیمٌ یُرشِدُ »

هلاک شد کسی که حکیمی ( استادی) نداشته باشد تا او را راهنمایی کند لذا سفارش شده که:

« الرّفیق ثم الطریق »

اول رفیق راه سپس پای در راه گذاردن

چه خوش فرمده خواجه شیرازی که:

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد            که چند سال به جان شبانی شعیب کند


پس سالک باید با اشراف استادی مدبّر و راهنمایی های او پای در طریق گذارده و همواره خود را بر اوعرضه نماید تا ضریب اشتباهات خود را پائین آورده و هر چه بهتر اعمال خود را انجام دهد . بدین ترتیب به او گوشزد خواهد کرد در چه زمانی به عبادت روی آورده و چه وقت استنکاف نماید . اصلاً چه مقدار عبادت برای او کافی است .

حضرت علامه طباطبایی فرموده اند :


« عبادت مؤثر در سیر و سلوک فقط و فقط ، عبادتِ ناشی از میل و رغبت است». 


و فرمایش آقا امام جعفر صادق علیه السلام نیز  به این معنا دلالت دارد که :

« لاتکرهوا الی انفسکم العبادة »

( کافی ج 2 ، ص 86 البته در متن این کتاب بجای الی (علی ) آمده است) یعنی بر خودتان عبادت را اکراه ( تحمیل ) نکنید .


در جای دیگر حضرت به عبدالعزیز قراطیسی فرمودند :



« همانا ایمان دَه درجه است ،  مثل نردبان که از آن باید پله ، پله بالا رفت تا آنجا که فرمود هرگاه کسی که از خودت درجه ای پائین تر است او را با مدارا به خود نزدیک کن و بر او آنچه که طاقت ندارد تحمیل نکن که  او را خواهی شکست .

چهارمین مرحله سیر و سلوک الی الله : وفـــا

منظور از این مورد آن است که سالک باید به قولهایی که داده وفادار باشد و تحت نظر مربی و معلّم خویش

به آنچه که معاهده نموده است پایبند باشد .پس اگر توبه کرد ، دوباره گناه نکند و به اصطلاح به پای


صحبت خود برای خداوند متعال بماند . اگر به فعلی از واجبات و اعمال متعالیه عمل می کند تا آخر آنرا


بجا آورد ؛ و از انجام آن دریغ نکند .


در واقع در اینجا باید گفت که محب باید نسبت به محبوب خود وفادار باشد و به اندک اتفاقی و امتحانی


محبوب را کنار نگذارد ؛ و بداند که بالاتر از حضرت دوست ، پروردگار متعال موجودی برتر و بالاتر و محبوبتر


و زیباتر نیست .

استاد ما می فرمودند که  :

یک روز شخصی همسر خود را آورد به مَحکَمه تا او را طلاق بدهد . ظاهراً هیچ دلیلی برای انجام این کار

نداشت . زن که از این کار ناراضی بود رو به قاضی کرد و گفت : اگر شرعاً جایز بود که من چهرۀ خود را

نشان شما دهم و رو بند خود را کنار بزنم خود می دیدید که آیا جایز است که این مرد مرا با این زیبایی

  طلاق بدهد؟؟!!!  گویند  قاضی از حال رفت و بیهوش شد .وقتی که به هوش آمد از او دلیل خواستند چه شد

که از حال رفته ؟گفت بی اختیار منتقل به ذات باری تعالی شدم . که شاید خداوند متعال هم اینچنین به ما

می فرماید :

بندۀ من اگر می شد که چهره پروردگارت را ببینی می فهمیدی که بهتر و بالاتر از محبوب واقعی

که همان خدای بزرگ است وجود ندارد .


خواجه شیراز فرمود :

تـو با خـدای خود انداز کار و دل خــوش دار

که رحــم اگـر نکـند مــدّعی خــــدا بکـند


و چه خوش فرمودند آن شاعر و استاد ما بسیار آنرا زمزمه می فرمودند که :


گر قصــه عشـــق مـن و یــارم بنگــارند

صد لیلــــی و مجــنون همه بیــــــرون رود از دل


پنجمین مرحله سیر و سلوک الی الله


ثبات و دوام

  سالک باید بداند که چنانچه ثبات در این راه نداشته باشد به جایی نمی رسد . زیرا که انسان همواره تحت فشار دو قوه شَهَویّه و غَضَبیّه است که هر کدام به نوعی به شخص فشار می آورد و سبب بیرون افتادن از مسیر اصلی می شود         

         لذا در سوره فصّلت آیه 30 فرموده است : « انّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقمُوا ... » یا آن کلام زیبای قرآن در سوره انعام آیه 91 که فرموده : « ... قُلِ الله ثُمَّ ذَرهُم فی خَوضِهِم یَلعَبُون » که خواستگاه این دو آیه توجه به ذات حق و ثبات در برابر هجوم شهوات و نفسانیات است . که اگر سالک خود را مهیا نکرده باشد با اندک وسوسه شیطانی متحوّل گردیده و حیثیت معنوی خود را از دست خواهد داد .



     اگر مردی برون آی و سفر کن            ز هر چه پیشت آید زآن گذر کن



           و در این راه به فرمایش قرآن (سوره بقره ، آیه 45) :  « وَ استَعِینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلَوةِ ... » ؛ از صبر و نماز استعانت جسته و خود را ثابت قدم نگه دارد .


           لذا در ترک حرام ثابت قدم بوده و اگر واجباتی را انجام می دهد به آن مداومت داشته باشد . و سعی کند بعد از آنی که خود را متمرکز نموده و ثبات قدم یافت ، رو به جلو حرکت کرده و هر روز نسبت به روز گذشته پیشرفت بهتری داشته باشد .


           در حدیث در امالی شیخ صدوق (ره) است : کسی که دو روزش شبیه هم باشد مغبون است یعنی ضرر کرده ، و هر کس روز بعدش از قبلش بدتر باشد ملعون است . در ادامه دارد کسی که اینگونه است هر چه زودتر بمیرد بهتر است ؛ چرا که هر چه جلوتر برود اوضاعش وخیم تر خواهد شد .


           خلاصه اینکه سالک باید ابتدا بر اعمال الهی خود ثابت قدم بوده و به مرور بر کیفیت روحی و اخلاقی خود بیافزاید .


ششمین مرحله از سیر و سلوک الی الله همانا مراقبــه است  که از اهمّ   

مراحل و بسیار کلیدی است .

جناب علامه طباطبایی با سفارش اکید فرموده اند که :


« اول مراقبه ، دوم مراقبه ، سوم مراقبه » .

مراقبه عبارت است از توجه قلبی به پروردگار که این همان ذکر قلبی است یعنی


علاوه بر اینکه ذکر با زبان مورد توجّه است ذکر قلباً باید بیشتر لحاظ شود .


در روایت وارد شده است که بعضی را ، به مراتب بالاتر بهشت راه نمی دهند وقتی


سؤال می کنند جواب می شنوند که شما انسانهای خوبی هستید . ولی مراقبه نداشتید .


و این مراتب جایگاه کسانی است که دارای مراقبه باشند .


البته مراقبــه در رابطه با خدا منظور است لکن بدین معنا در رابطه با


اهل بیت علیهم السلام و امام زمان علیه السلام هم معنا دارد .


حضرت آیت الله حق شناس می فرمودند که : در خواب دیدند باران تندی


در حال باریدن است ، و انگارکسی به ایشان می گوید اگر می خواهی


مراقبه را درک کنی به این باران نگاه کن ، فرمودند همواره توجّهم در خواب


به باران بود ؛ تا اینکه حواسم به اطراف رفت یکباره باران قطع شد ،



کنایه از اینکه هر قدر که به خدا توجّه می کنیم او را در نظر می گیریم در


صورت عدم توجه مراقبه از دست می رود . پس باید مؤمن هم و غمش را

بگذارد تا از خداوند غافل نشود .


پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند ( که بالاترین مرحله مراقبه است):


« احسان آن است که خدا را طوری عبادت کن انگار که او را می بینید »

{کتاب  مجموعه ورّام }


( همانطور که با دیدن هر فردی یک طور رفتار می کنید مثل پدر ، مدیر ، پلیس و


غیره ، خداوند نیز از این قاعده مستثنی نیست . )
به حضرت علی علیه السلام گفتند آیا شما تا به حال خدا را دیده اید ؟

فرمودند : خدایی را که ندیده باشم عبادت نمی کنم : « رأی قلبی ربّی » 


قلب من خدا را دیده است که در اینجا رأی از افعال قلوب است که به معنای دریافتن

و وجدان کردن است .




فـَلـِذا  خود فرموده است که : اگر پرده ها بکنار برود و بگویند این خداست ذره ای به

یقین من اضافه نخواهد شد .

« لو کُشِفَ الغطاء ما ازددتُ یقیناً » . { مهجـة البـیـضـا } 

حال پی بردیم که اولیاء حق برای رسیدن به خدا نیازی به چشم ظاهری ندارند .


در روایت است که فرمودند : هرگاه خدا بنده ای را دوست داشته باشد چشم قلبش رآ

باز می کند .

« اذا اراد الله بعیدٍ خیراً فتح عَینَی قلبه » . 

البته این موارد بدین معنا نیست که با ذکر لفظی نمی توان ذکر قلبی و مراقبه داشت ؛


بلکه حتّی می توان راه را به طرف مراقبه بهتر پیمود .

"برگرفته از سایت سلوک"


« كسب درآمد از فروتل »
دوستانتان را به یك شغل پردرآمد و آسان دعوت كنید : « جزئیات »
Email:
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما اعتقادی به سحروجادو دارید؟



صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

قالب وبلاگ