تبلیغات
اخبار جهان اسلام - طىّ الارض و آیات وارده در اوّل سوره طه
اخبار جهان اسلام
برای سلامتی آقا امام زمان صلوات


طىّ الارض و آیات وارده در اوّل سوره طه

مرحوم علامه حسینی طهرانی: حقیقت طىّ الارض چیست؟ و روى چه میزان از موازین فلسفى این امر صورت مى‏ گیرد؟

مرحوم علامه طباطبائی: حقیقت آن، پیچیدن زمین در زیر گام رونده است.

برادر ما مرحوم آقا سیّد محمّد حسن إلهى قاضى، یك روز بوسیله شاگردى كه داشت؛ و او احضار ارواح مى ‏نمود (نه با آئینه، و نه با میز سه گوش؛ بلكه دستى بچشم خود مى‏ كشید و فوراً احضار مى ‏كرد)، از روح مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى رضوان الله علیه راجع به طىّ الارض سؤال كرده بود.



مرحوم قاضى رحمة الله علیه جواب داده بودند كه: طىّ الارض شش آیه از اوّل سوره طه است.

(طه* مَآ أَنزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَى‏* إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن یَخْشَى‏* تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الارْضَ وَ السَّمَوتِ الْعُلَى* الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى‏* لَهُ و مَا فِى السَّمَوتِ وَ مَا فِى الارْضِ وَ مَا بَیْنَهُمَا وَ مَا تَحْتَ الثَّرَى‏* وَ إِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ و یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفَى* اللَهُ لآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الاسْمَآءُ الْحُسْنَى).

مرحوم علامه حسینی طهرانی: مراد از این آیات چیست؟ آیا مرحوم قاضى خواسته ‏اند بطور رمز صحبت كنند؛ و مثلًا بگویند: طىّ الارض با اتّصاف بصفات الهیّه حاصل مى‏ شود؟

مرحوم علامه طباطبائی: نه! برادر ما مردى باهوش و چیز فهم بود؛ و طورى مطلب را بیان مى ‏كرد، مثل آنكه دستور العمل براى طىّ الارض را خودش از این آیات فهمیده است.

و این آیات بسیار عجیب است، بخصوص آیه اللَهُ لآ إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الاسْمَآءُ الْحُسْنَى‏ چون این آیه تمام اسماء را در وجود مقدّس حضرت حقّ جمع مى ‏كند؛ و مانند جامعیّت این آیه در قرآن كریم نداریم.

مرحوم قاضى همیشه در ایّام زیارتى، از نجف اشرف به كربلا مشرّف مى ‏شد. هیچگاه كسى ندید كه او سوار ماشین شود، و از این سِرّ احدى مطّلع نشد؛ جز یك نفر از كسبه بازار ساعت (بازار بزرگ) كه به مشهد مقدّس مشرّف شده بود، و مرحوم قاضى را در مشهد دیده بود، و از ایشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح كرده بودند؛ آن مرد چون به نجف آمد افشا كرد كه من آقاى قاضى را در مشهد دیدم.

مرحوم قاضى خیلى عصبانى شدند و گفتند: همه مى ‏دانند كه من در نجف بوده ‏ام و مسافرتى نكرده ‏ام.

دوستان آن مرد گفتند: آقاى قاضى در نجف بودند و مسافرت نكرده ‏اند. آن مرد خودش نزد مرحوم قاضى آمد و داستان خود را مفصّلًا براى آقاى قاضى گفت، و مرحوم قاضى انكار كرده و گفت: همه مردم نجف مى‏ دانند كه من مسافرت نكرده‏ ام. آن مرد نزد فضلاى آن عصر نجف اشرف چون آقاى حاج شیخ محمّد تقىّ آملى و آقاى حاج شیخ على محمّد بروجردى و آقاى حاج سیّد علىّ خلخالى و نظائر هم آمد و داستان را گفت.

آنها به نزد مرحوم قاضى آمده و قضیّه را بازگو كردند، و مرحوم قاضى انكار كرد و آنها با اصرار و ابرام بسیار، مرحوم قاضى را وادار كردند كه براى آنها یك جلسه اخلاقى ترتیب داده و درس اخلاق براى آنها بگوید.

در آن زمان، مرحوم قاضى بسیار گمنام بود، و از حالات او احَدى خبر نداشت؛ و بالاخره قول داد براى آنها یك جلسه درس اخلاق معیّن كند، و جلسه ترتیب داده شد؛ و در ردیف اوّل، همین افراد به اضافه آقاى حاج سیّد حسن مسقطى و غیرهم در آن شركت داشتند.

و بعداً در ردیف دوّم در زمان بعد، سرى دوّم حضرت علّامه طباطبائى و آقا حاج سیّد أحمد كشمیرى و آقا میرزا إبراهیم سیستانى و اخوى علّامه آقاى إلهى و غیرهم شركت مى‏ كردند.

و در ردیف سوّم در زمان بعد، سرى سوّم حضرت آقاى حاج شیخ عبّاس قوچانى و آقاى حاج شیخ محمّد تقىّ بهجت فومنى رشتى و غیرهم از فضلاى نجف اشرف در آن حضور و شركت داشتند.

حضرت آیة الله آقاى حاج شیخ عبّاس قوچانى، وصىّ مرحوم قاضى در معارف و اخلاق هستند؛ و فعلًا در نجف اشرف مقیم و از محضر ایشان جماعتى از طلّاب و ساكنین و غیرهم بهرمند مى ‏گردند.

راجع به دارا بودن طىّ الارض نسبت به مرحوم قاضى، دو شاهد دیگر موجود است:

اوّل آنكه: حضرت علّامه طباطبائى و حضرت آقاى قوچانى هر دو نقل فرمودند كه: عادت مرحوم قاضى این بود كه در ماههاى مبارك رمضان ساعت چهار از شب گذشته در منزل، رفقاى خود را مى ‏پذیرفتند؛ و مجلس اخلاق و موعظه ایشان تا ساعت شش از شب گذشته طول مى‏ كشید. در دهه اوّل و دوّم چنین بود؛ ولى در دهه سوّم ایشان مجلس را تعطیل مى ‏كرد و تا آخر ماه رمضان هیچكس ایشان را نمى ‏دید؛ و معلوم نبود كجا هستند. چهار عیال داشت؛ در منزل هیچ یك از آنها نبود، در مسجد كوفه و مسجد سهله كه بسیارى از شب ‏ها در آنجا بیتوته مى ‏كرد نبود. این قضیّه نبودن را علاوه بر ماه هاى رمضان، حضرت علّامه طباطبائى در اوقات دیگر نیز نقل مى ‏كردند.

دوّم آنكه: آقاى قوچانى فرمودند: یك سفر زیارتى ایشان به كربلا آمده بودند؛ در موقع مراجعت با هم تا محلّ توقّف سیّارات آمدیم. ازدحام جمعیّت براى سوار شدن به نجف بسیار بود. بطوریكه مردم در موقع سوار شدن از سر و دوش هم بالا مى ‏رفتند. مرحوم قاضى دید كه چنین است با كمال خونسردى بكنار گاراژ رفته، و پشت بدیوار روى زمین نشست و مشغول جیگاره كشیدن شد.

ما مدّتى در كنار ماشین ‏هائى كه مى ‏آمدند و مسافرین را سوار مى ‏كردند صبر كردیم و بالاخره با هر كوششى بود خود را به داخل سیّاره ‏اى وارد كردیم، و آمدیم نجف و از مرحوم قاضى خبرى نداشتیم. البتّه تمام این مسائل احتمالاتى است براى طىّ الارض داشتن مرحوم قاضى؛ ولى نه از خود ایشان و نه از غیر ایشان به صراحت نقل نشده است.

منبع: کتاب مهر تابان

« كسب درآمد از فروتل »
دوستانتان را به یك شغل پردرآمد و آسان دعوت كنید : « جزئیات »
Email:
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا شما اعتقادی به سحروجادو دارید؟



صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

قالب وبلاگ